نقاشی می کشم . دنیای وارونه ام را ، از اینجا تا بی انتهایی تو . رنگ در طرح . بوسه ای بر باد . درختی در آغوش خاک . آسمانی بی ماه . طبیعتی برهنه و من . چشمانم حکایت ها دارد ... مرا چه به تنهایی و سکوت ؟ زندگی باید
روزگار سردی و پستی خود را به طرز وحشتناکی به رخ می کشد... نامرادی زمانه بدجوری دست در گریبان استاد سیروس رومی کرده است... درگذشت دختر پاک و صادق و صمیمی سیروس رومی را به ایشان و دوستان آن بانوی مسافر تسلیت می گویم... یلدایش مبارک؛ هرچند که رفت و ما دوستانش نبود...
رفتن دوستان بعضی همیشه این رو به یاد ما میاره که چقدر رفتن آسونه؛ آسونتر و بی سر و صداتر از اون که فکرش رو کنی توی مدتی که از طریق دنیای مجازی با سحر در ارتباط بودم سحر رو دارای روح بزرگی و افکار روشنی یافتم. هنوز هم باورم نمیشه رفتن یه دوست به این سادگی باشه. این داغ رو به همه بازماندگانش خصوصا پدر سحر که همیشه با افتخار ازش صحبت میکرد تسلیت میگم
سلام سحر به خدا از صبح تا حالا هر چی فکر می کنم نمی تونم رفتنت رو باور کنم.الان ساعت 3 صبح کلی قرص خوردم هنوز نمی تونم بخوابم. با رفتنت کلی دل تنگی برای ما گذاشتی. سفرت بخیر مسافر هجرتت بی خطر باد
شیراز ،طولانی ترین شب سال ، جمعی از دوستان ، شمع ، عود ، گل نرگس ، فال حافظ و یاد سحر
شب یلدایی که تا صبح سحری نداشت
صبح 8:30 همه میریم بدرقه سحر
سحر جان روحت شاد فال حافظ - یلدای 87
گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس زین چمن سایه آن سرو روان ما را بس من و همصحبتی اهل ریا دورم باد از گرانان جهان رطل گران ما را بس قصر فردوس به پاداش عمل میبخشند ما که رندیم و گدا دیر مغان ما را بس بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین کاین اشارت ز جهان گذران ما را بس نقد بازار جهان بنگر و آزار جهان گر شما را نه بس این سود و زیان ما را بس یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم دولت صحبت آن مونس جان ما را بس از در خویش خدا را به بهشتم مفرست که سر کوی تو از کون و مکان ما را بس حافظ از مشرب قسمت گله ناانصافیست طبع چون آب و غزلهای روان ما را بس
سلام همشهری خوبی؟؟داری اون بالا حسابی می خندی ها با خدا چطوری ؟؟؟سلام مارو هم برسون بهش بگو حسابی از مهمون تازه از راه رسیده ش پذیرایی کنه ها... از اون بالا کامنت هات رو هم چک کنا هنوز داریم واست کامنت می ذاریم باور نمی کنیم به این زودی دیر شد... هر روز اپ دیت کنی ها از اون بالا زیاد واسمون بنویس دلت یه اسمون می خواست حالا همه اسمون مال تو هست ارزونیت باشه سحر .....
کاش میشد که دروغ بود...کاش میشد یه شوخی بود...یادته پارسال چقدر همینجا دعوات کردم که اینقدر راجعه به مرگ ننویسی؟؟؟یادته؟!چرا خدایا؟؟؟ چرا؟؟؟؟چطوری دلت اومد از ما بگیریش.... دلم برات تنگ میشه سحرم... دلم می خواد همیشه فکر کنم مسافرتی..کیش..شمال... هرجا به جز خاک... همه ی ما هنوز باور نداریم که دیگه نیستی.... دوستت داریم...تا همیشه...
سلام دوستان.خدا کنه اشتباه کرده باشم.اشتباه خونده باشم .متاسفم خبر تصادف و متاسفانه از دست رفتن سحر عزیز در جاده آباده-شیراز خدا کنه اشتباه باشه.من که باورم نشده .منتظر روزنامه محلی امروز شیرازم. دیروز اول دی ماه تشییع شد.
از ته قلبم متاسفم و ناراحت. متاسفانه سحر رومی بامداد شنبه ۳۰/۹/۱۳۸۷(ساعت ۴:۲۰)صبح در یک حادثه رانندگی فوت شد. فقط از خدا برای خانواده اش طلب صبر میکنم. واقعا ناراحت شدم. روحش شاد.
سحرجان بااینکه ازنزدیک ندیدمت اما شدت علاقه پدرتون نشان میداد که خیلی دوست داشتنی هستی ، هنوز وهنوزم عزیزی... دخترهمیشه یارپدره وپدرعاشق دخترش باورکردنی نبود آن لحظه ای که خبر بد تصادف تورا توی روزنامه خواندم یک لحظه تعجب !!!!... وحتی الان که دارم مینویسم تسلیت تسلیت
sahar man kheili neveshtehato doost dashtam,rabetato ba pedaret miparsatidam chon man hichvaght pedar nadashtam ke dosesh dashtam.alan fahmidam ke toam rafti pishe pedare man,khoda be pedaret sabr bede saharam hata age nakhoniam dooset daram age nanevisiam dooset daram,khoda ba khooban hamneshinet kone,ghalbam terekid sahari ba raftanet
من فارغ التحصیل دانشکده خبرم و سحر عزیز به خدا ژیوسته را ندیدم و نمی شناسم اما از صمیم قلب نارحتم. به بچه های دانشکده و خانواده اش تسلیت می گم. خدایش بیامرزد
همسر گرامی خانم رومی مصیبت وارده رو به شما و خانواده رومی تسلیت عرض می کنم و از صمیم قلب برای شما صبر عجیل خواستارم. می دونم خیلی سخته از دیت دادن یک زندگی یک عزیز و یک همراه. سحر عزیز برای من مثل یک خواهر کوچک بود. یادش گرامی.
نمی شناختمت اما همه ما انسانیم و .......... بسیار درد آور و حزن انگیز بود شنیدن خبر درگذشت دختری مهربان و خانواده دوست. چه میتوانم بگویم و چه دارم بگویم جز تسلیت به خانواده تو عزیز مهربان . من را هم در غم خود شریک بدانید.
خیلی افسوس میخورم، چرا ما آدما همیشه دیر میرسیم...
ناگهان چقدر زود دیر میشود... جناب آقای سیروس رومی، آقای علی تاجیک مصیبت وارده رو بهتون تسلیت میگم و از از اون بزرگ بی انتها خواستارم که روح سحر عزیزم رو قرین رحمت خودش بگردونه، روحی که سرشار از این همه احساس بود...همچنین برای شما خانواده محترم نیز صبر مسئلت مینمایم.
سلام امید وارم که فرشته مرگ تو رو در پناه خود نگاه دارد تا روزی که خداوندگار پاک در پهنای عریض محشر تو را به نام پدرت صدا کند و همه گان از دیدنت شاد و مدهوش گردند . خداوندگار پاک تو را مورد آمورزش خود قرار دهد . باشد تا همه گان مورد آمرزش او گردیم .
سلام جناب اقای سیروس رومی،من از طرف خودم و همه همشهریهای مارشالی ام مصیبت وارده به شما و خانوادهء گرامی تسلیت عرض میکنم،واقعا چرا ما همیشه خوبهارو دیر میشناسیم؟،من وقتی با شعرهای زیبای سحر آشنا شدم که شعر آخرش رو با خداش زمزمه میکرد : مرا چه به تنهایی و سکوت ؟ زندگی باید سحر زنده است،چرا که :مرده آن است که نامش به نکویی نبرند،کاش.........
من توی سایت مارشال عضو هستم.و این خبر رو توی اون سایت خوندم. نمیدونم بازی زمونه چیه که از یه اتوبوس آدم یه نفر باید فوت کنه. البته این اتفاق میتونست برای هر کسی بیفته اما............. فقط میتونم بگم خدا رحمتش کنه. همین
می گذرم از تو ازبرگ های باران خورده ازدوست داشتن تن خسته من سال هاست بوی غم می هد. این بار فصل دوباره ای در راه است چیزی برای عیدی ندارم ...... بهارم تقدیم تو باد .
خیلی سخته که آدم عزیزی رو از دست بده. من همسرم رو در یک حادثه ۵ ماه پیش از دست دادم. هنوز داغش مثل ۵ ماه پیش برام تازه اس. خدا رحمت کنه سحر خانم رو و ان شااله به خانواده ایشان صبر عطا کنه.
سحر یادته می گفتم که برات نظر نمی ذارم ، چوم نظرای من همیشه بین دوستان گم میشه ....
اما نمی دوسنتم الاً که بزارم دیگه نمی تونی بخونیش .....
سحر الاً در سرد خانه بیمارستان در شیراز هست ...
هنوز 60 روز از تولدت نگذشته بود ....
حالا میری مارو با خودت نمیبری ،،
تو که این جوری ادمی نبودی بی معرفت ....
گفتی 7 روز میرم میام ، نکه بری دیگه نیای ...
اخه چی بگم ؟ بگم خدا بیامرزتش ........
یادته وفتی بابای امیر حسین فوت شد ، گفتی دنیا همینه ، ناراحت نشو فردام ما میمیریم ...
فکرشو نمی کردم یک روز به واقیعت بپیونده ....
دوست داشتم وقتی 25 سالت میشه بهت تبریک بکم ...
اما کجا ؟؟؟
زیره یک مشت خا سرد که تورو با خودش می خواهد ببره.....
بچه ها سحر فت.تو تصادف جاده دیشب
بعضی وقت ها دیر به یاد همدیگه می افتیم
کاش زندگی با همه یک رنگ بود
سحر ؟
کامنتم رو جواب بده
نذار باور کنم
نذار باور کنم دیگه از دنیای وارونه ات خبری نیست
یادته ؟ قرار بود سر بزنی ؟
سحر دیگه ...
سحر
سحر تو که با تنهایی وسکوت کاری نداشتی
سحر
الان 3ساعته این خبر رو شنیدم اصلا نمی تونم باور کنم.غیر ممکنه سحر بیا یگو اینااا دارند دروغ میگن.سرم داره از درد می ترکه.چشمام خیس اشک شده.
سحر تورو خداااااااااااااااااااااااااااااااااا
تورو چه به تنهایی و سکوت
سحر اگه صدامو میشنوی جوااااب بده
روزگار سردی و پستی خود را به طرز وحشتناکی به رخ می کشد...
نامرادی زمانه بدجوری دست در گریبان استاد سیروس رومی کرده است...
درگذشت دختر پاک و صادق و صمیمی سیروس رومی را به ایشان و دوستان آن بانوی مسافر تسلیت می گویم...
یلدایش مبارک؛ هرچند که رفت و ما دوستانش نبود...
رفتن دوستان بعضی همیشه این رو به یاد ما میاره که چقدر رفتن آسونه؛ آسونتر و بی سر و صداتر از اون که فکرش رو کنی
توی مدتی که از طریق دنیای مجازی با سحر در ارتباط بودم سحر رو دارای روح بزرگی و افکار روشنی یافتم.
هنوز هم باورم نمیشه رفتن یه دوست به این سادگی باشه. این داغ رو به همه بازماندگانش خصوصا پدر سحر که همیشه با افتخار ازش صحبت میکرد تسلیت میگم
مرگ گاهی ریحان می چیند
سحرمم خدا روحت رو شاد کنه و امیدوارم اروم باشی
برات دعا می کنم که سفرت بی خطر باشه سحرمم کاش برگردی
اینجا وبلاگ یک همکلاسی شاد است که دیگر نیست.
صبر آرزو میکنم برای خانواده ات.
رحمت خدا برای خودت
یا حق
سلام سحر
به خدا از صبح تا حالا هر چی فکر می کنم نمی تونم رفتنت رو باور کنم.الان ساعت 3 صبح کلی قرص خوردم هنوز نمی تونم بخوابم.
با رفتنت کلی دل تنگی برای ما گذاشتی.
سفرت بخیر مسافر
هجرتت بی خطر باد
یادته اولین پست توی این بلاگ برای هدف چی نوشته بودی:
"هدف : نا معلوم ...شاید در امتداد c-130 ...."
و پست آخر:
مرا چه به تنهایی و سکوت ؟
شیراز ،طولانی ترین شب سال ، جمعی از دوستان ، شمع ، عود ، گل نرگس ، فال حافظ و یاد سحر
شب یلدایی که تا صبح سحری نداشت
صبح 8:30 همه میریم بدرقه سحر
سحر جان روحت شاد
فال حافظ - یلدای 87
گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس
زین چمن سایه آن سرو روان ما را بس
من و همصحبتی اهل ریا دورم باد
از گرانان جهان رطل گران ما را بس
قصر فردوس به پاداش عمل میبخشند
ما که رندیم و گدا دیر مغان ما را بس
بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین
کاین اشارت ز جهان گذران ما را بس
نقد بازار جهان بنگر و آزار جهان
گر شما را نه بس این سود و زیان ما را بس
یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم
دولت صحبت آن مونس جان ما را بس
از در خویش خدا را به بهشتم مفرست
که سر کوی تو از کون و مکان ما را بس
حافظ از مشرب قسمت گله ناانصافیست
طبع چون آب و غزلهای روان ما را بس
خداوند به خانواده ات صبر بده . برات آرزوی غفران و بخشش دارم
خدا رحمتت کنه . روحت شاد
درود و سلام
هر چند بسیار دیر، اما به شما سر زدم و وبلاگ پر شورتان را دیدم. بنده پدر بزرگوارتان را کاملاً می شناسم و اینک می دانم که چه درد و رنجی را تحمل می کند.
درود خداوند بر شما باد که این چنین پر مهر می نوشتید.
آن دنیا به کام شما باد...
سلام همشهری
خوبی؟؟داری اون بالا حسابی می خندی ها
با خدا چطوری ؟؟؟سلام مارو هم برسون
بهش بگو حسابی از مهمون تازه از راه رسیده ش پذیرایی کنه ها...
از اون بالا کامنت هات رو هم چک کنا
هنوز داریم واست کامنت می ذاریم باور نمی کنیم به این زودی دیر شد...
هر روز اپ دیت کنی ها
از اون بالا زیاد واسمون بنویس
دلت یه اسمون می خواست حالا همه اسمون مال تو هست
ارزونیت باشه سحر .....
کاش میشد که دروغ بود...کاش میشد یه شوخی بود...یادته پارسال چقدر همینجا دعوات کردم که اینقدر راجعه به مرگ ننویسی؟؟؟یادته؟!چرا خدایا؟؟؟ چرا؟؟؟؟چطوری دلت اومد از ما بگیریش....
دلم برات تنگ میشه سحرم...
دلم می خواد همیشه فکر کنم مسافرتی..کیش..شمال...
هرجا به جز خاک...
همه ی ما هنوز باور نداریم که دیگه نیستی....
دوستت داریم...تا همیشه...
فاتحه...
انا لله و انا الیه راجعون
روحت شاد و یادت گرامی
فاتحه
درختی در آغوش خاک .
آسمانی بی ماه .
طبیعتی برهنه
و من .
چشمانم حکایت ها دارد ...
مرا چه به تنهایی و سکوت ؟
سلام دوستان.خدا کنه اشتباه کرده باشم.اشتباه خونده باشم .متاسفم خبر تصادف و متاسفانه از دست رفتن سحر عزیز در جاده آباده-شیراز خدا کنه اشتباه باشه.من که باورم نشده .منتظر روزنامه محلی امروز شیرازم. دیروز اول دی ماه تشییع شد.
روزگار من اینگونه می گذرد می آیندو می روند تنها منم که ایستاده ام .
گمانم درست استاده ام هنوز
دلیلش همان بادی که می وزد از رو به رو .
از ته قلبم متاسفم و ناراحت.
متاسفانه سحر رومی بامداد شنبه ۳۰/۹/۱۳۸۷(ساعت ۴:۲۰)صبح در یک حادثه رانندگی فوت شد.
فقط از خدا برای خانواده اش طلب صبر میکنم.
واقعا ناراحت شدم.
روحش شاد.
من هم بسیار متاسفم...خدا رحمت کنه...خیلی ناراحت شدم..با اینکه نمیشناختمتون
سحرجان بااینکه ازنزدیک ندیدمت اما شدت علاقه پدرتون نشان میداد که خیلی دوست داشتنی هستی ، هنوز وهنوزم عزیزی...
دخترهمیشه یارپدره وپدرعاشق دخترش
باورکردنی نبود آن لحظه ای که خبر بد تصادف تورا توی روزنامه خواندم
یک لحظه تعجب !!!!... وحتی الان که دارم مینویسم
تسلیت تسلیت
گاهی چقدرزود دیرمیشود....
بهشت برین جایگاهت باد دوست عزیز
sahar man kheili neveshtehato doost dashtam,rabetato ba pedaret miparsatidam chon man hichvaght pedar nadashtam ke dosesh dashtam.alan fahmidam ke toam rafti pishe pedare man,khoda be pedaret sabr bede saharam
hata age nakhoniam dooset daram age nanevisiam dooset daram,khoda ba khooban hamneshinet kone,ghalbam terekid sahari ba raftanet
برای پدرشون هم دعا کنید.اقای رومی بعد از شنیدن خبر فوت دخترش شوکه شده(سکته کرده) و در بیمارستان بستری هست
من فارغ التحصیل دانشکده خبرم و سحر عزیز به خدا ژیوسته را ندیدم و نمی شناسم اما از صمیم قلب نارحتم. به بچه های دانشکده و خانواده اش تسلیت می گم. خدایش بیامرزد
همسر گرامی خانم رومی مصیبت وارده رو به شما و خانواده رومی تسلیت عرض می کنم و از صمیم قلب برای شما صبر عجیل خواستارم. می دونم خیلی سخته از دیت دادن یک زندگی یک عزیز و یک همراه.
سحر عزیز برای من مثل یک خواهر کوچک بود. یادش گرامی.
سلام. چقدر دیر وبلاگت را دیدم...........
روحت شاد........روحت شاد....................
آقای تاجیک تسلیت من را بپذیرید.
نمی شناختمت اما
همه ما انسانیم و ..........
بسیار درد آور و حزن انگیز بود شنیدن خبر درگذشت دختری مهربان و خانواده دوست.
چه میتوانم بگویم و چه دارم بگویم جز تسلیت به خانواده تو عزیز مهربان . من را هم در غم خود شریک بدانید.
نمی دونم چی بگم
واقعا از شنیدن این خبر متاثر و متاسف شدم
روحت شاد سحر خانم
خانواده ی محترم رومی و جناب آقای تاجیک درگذشت ناگهانی سحر خانم را تسلیت میگم.
روحش شاد.........................روحش شاد.................
روحش شاد
روحت پاکت قرین رحمت بی انتهایش باد .
روحت شاد سحر خانم . و تسلیت به همسر و خانواده محترم رومی .
وقتی شناختمت که خیلی دیر شده بود...
خیلی افسوس میخورم، چرا ما آدما همیشه دیر میرسیم...
ناگهان چقدر زود دیر میشود...
جناب آقای سیروس رومی، آقای علی تاجیک مصیبت وارده رو بهتون تسلیت میگم و از از اون بزرگ بی انتها خواستارم که روح سحر عزیزم رو قرین رحمت خودش بگردونه، روحی که سرشار از این همه احساس بود...همچنین برای شما خانواده محترم نیز صبر مسئلت مینمایم.
روحش شاد
سلام
امید وارم که فرشته مرگ تو رو در پناه خود نگاه دارد تا روزی که خداوندگار پاک در پهنای عریض محشر تو را به نام پدرت صدا کند و همه گان از دیدنت شاد و مدهوش گردند .
خداوندگار پاک تو را مورد آمورزش خود قرار دهد .
باشد تا همه گان مورد آمرزش او گردیم .
بی چاره همسرت الان چه حالی داره . خدا بهش صبر بده.
روحت شاد.
سلام
جناب اقای سیروس رومی،من از طرف خودم و همه همشهریهای مارشالی ام مصیبت وارده به شما و خانوادهء گرامی تسلیت عرض میکنم،واقعا چرا ما همیشه خوبهارو دیر میشناسیم؟،من وقتی با شعرهای زیبای سحر آشنا شدم که شعر آخرش رو با خداش زمزمه میکرد :
مرا چه به تنهایی و سکوت ؟
زندگی باید
سحر زنده است،چرا که :مرده آن است که نامش به نکویی نبرند،کاش.........
من توی سایت مارشال عضو هستم.و این خبر رو توی اون سایت خوندم. نمیدونم بازی زمونه چیه که از یه اتوبوس آدم یه نفر باید فوت کنه. البته این اتفاق میتونست برای هر کسی بیفته اما.............
فقط میتونم بگم خدا رحمتش کنه. همین
. . . و ناگهان چقدر زود دیر میشود
من هم این ضایعه رو به جامعه ادبی کشور عزیزمون تسلیت میگم
روحش شاد
روحش شاد
یادش گرامی باد
امیدوارم که خدا به خانواده محترم سحر عزیز صبر بده
من که نمیدونم چی بگم فقط متاسفم
می گذرم
از تو
ازبرگ های باران خورده
ازدوست داشتن
تن خسته من سال هاست بوی غم می هد.
این بار فصل دوباره ای در راه است
چیزی برای عیدی ندارم ......
بهارم تقدیم تو باد .
روحت شاد
خیلی سخته که آدم عزیزی رو از دست بده. من همسرم رو در یک حادثه ۵ ماه پیش از دست دادم. هنوز داغش مثل ۵ ماه پیش برام تازه اس.
خدا رحمت کنه سحر خانم رو و ان شااله به خانواده ایشان صبر عطا کنه.
آروم بخواب سحر عزیز!
بی دغذغه ای که به حتم برای باقی ماندگانت کشنده است!
ناگهان چقدر زود دیر می شود...
روحت شاد رسم روزگاره
کاریش نمی شه کرد