X
تبلیغات
رایتل

someone says something
آرشیو
موضوع بندی
دوشنبه 26 مرداد 1388
شعری دیگر

 

در مرز تاریکی ،

خورده لذتی در آیینه ،

مرا در آغاز شب برهنه می سازد

.

در نیایش تو مست می شوم ،

و به درگاه تو ،

خود را در لحظه های نهفته ،

قربانی می کنم

22  

.

عریانی مرد چشمانم را تسخیر می کند

  

می دانم برهنگیم را با هیچ برگی نخواهم پوشاند

  

چشمانم در پیچ و تاب باورهایش غرق می شود

با آغوشش یکی می شوم

  

بوی نمناکی تن فضا را پر می کند

...

مرد آرام در وجودم تکرار می شود

نمی هراسم چشمانم را به دنیا می بندم

سکوت ، صدای بودنم را تکرار می کند

  

گویی روز از همیشه تاریک تر است


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد میهمانان : 288784


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
Get this widget | Track details | eSnips Social DNA