X
تبلیغات
رایتل

someone says something
آرشیو
موضوع بندی
دوشنبه 4 تیر 1386
منتظرت می مانم .....

 

هوا سرد بود به خاطر همین گرمی دستهات را خوب یادم هست

دستم را گرفته بودی

مثل همیشه نگاهت تنم را می لرزاند و بیشتر من را به راهی که به اشتباه رفتم آگاه می کرد .

لبخندت به من امید می داد . میدانستم آمدی تا راه برگشت را نشانم دهی .

اون نور زیاد ...

نمی خواستم بری . دلم برات تنگ می شد .

می دانم زود در عالم بودن ملاقاتت می کنم ..

 

منتظرت می مانم .....

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد میهمانان : 288826


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
Get this widget | Track details | eSnips Social DNA